خرید بک لینک

روی ماه خدا را ببوس

نوشته : مصطفی مستور

تعریف این کتاب را در سالهای دانشگاه شنیده بودم . ( مثل خیلی از کتابهای دیگر که تعریفشان را می شنیدم اما هیچ وقت فرصت خواندنشان را نداشتم ) . از بعضی ترکیب ها و کلماتی که مستور استفاده کرده بود لذت بردم و حتی گاهی چند بار آن ها را میخواندم و حظ می بردم. اما در کل فکر میکنم کتاب آن طور که باید و شاید قوی کار نشده بود . یعنی قبل از خواندن کتاب از عنوانش انتظار داشتم محتوای فوق العاده ای داشته باشد. کتاب با یک پرسش اصلی سر و کار داشت : خدا هست یا نیست ؟ که البته به نظر من مطالبی که در پاسخ به این سوال پیشنهاد شد هرچند مطالب خوبی بودند اما پایه منطقی درستی نداشتند. ساده تر بگویم : اگر من با چنین سوالی مواجه بودم با این جوابها قانع نمیشدم . تا فصل 16 که اتفاق خاصی رخ نداد. فصل 17 را از همه فصل ها بیشتر دوست داشتم . این احساس به من دست داد که مطالب این فصل جوابهایی بوده که نویسنده از ابتدای کتاب سعی کرده بود مربوط ترین سوالی که میتواند را مطرح کند تا درنهایت این جوابها را مطرح کند. جواب پرسش ها را فردی به نام علیرضا میداد که انگار شمسی بود که مولانا را در راه سیر و سلوک ارشاد میکند. نظر کلی ام این است که هرچند این سوال می تواند سوال خوبی باشد اما سوالاتی که آدمهای این روزگار ( حداقل خود من ) با آن مواجه هستند فراتر از وجود داشتن یا نداشتن خداست. در این که خدا وجوددارد شکی نیست. اثبات این مطلب هم نیاز به آن همه مقدمه و موخره ندارد . یاد دیالوگ فیلم مدار صفر درجه بین حبیب و سارا میفتم :

سارا : احساس می کنم خدا مرده .

جبیب: خدا نمرده سارا . این دلهای ماست که مرده .

تمام مکالماتی که در کتاب شده بود من را به یاد یکی از دور همی های کانون های بچه های دانشگاه انداخت . انگار که یکی آن وسط باشد و از همه حرفها یادداشت بردارد.

اما در کل با تمام این حرفها فکر میکنم این اثر و وجود اثرهایی مثل این کمک کننده است برای اینکه فضا برای مطرح کنردن و پاسخ دادن به این پرسش های اساسی فراهم شود. شاید نویسنده خواسته از ابتدایی ترین مطلب شروع کند و در اثرهای بعدی پله پله مخاطب را بالا ببرد. پله پله تا ملاقات خدا ....

قسمتی از کتاب :

هرکس روزنه ای است به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود.

جولیا می گه بهترین فرض اینه که خدایی در کار نباشه چون فقط در این صورته که مجبور نیستیم گناه وجود بیماری های لاعلاج رو به گردن اون بندازیم. جولیا میگه منصفانه نیست که انسان در زندگیش با مانع هایی رو به رو بشه که نتونه اون ها رو از میان برداره.

گاهب چبزهایی در زندگی ما اتفاق میفته که نمی تونیم از وقوعشون جلوگیری کنیم. کلیدها به همان راحتی که در رو باز میکنند قفل هم می کنند .

گاهی پرسش هایی هست که دشواتر از این است. پاسخ های این سوالها چیزهایی هستند که از سطح ادراک ما فراترند. این چیزها رو نمیشه فهمید یا درک کرد یا حتی توضیح داد. به این چیزها میشه نزدیک شد یا اون رو حس کرد و حتی در اون ها حل شد اما هرگز نمیشه اون ها رو حتی به اندازه ی ذره ای درک کرد و فهمید.

آیا خداوند وجود داره ؟ کسی نمی دونه . کسی نمیتونه به پاسخ های این پرسشها که هرکدام حقیقتی بزرگند نزدیک بشه اما ندانستن به همان اندازه که چیزی رو اثبات نمیکنه نفی هم نمیکنه . ما به این چیزها میتونیم ایمان داشته باشیم یا نداشته باشیم.

هر اندازه به خداوند باور داشته باشی خداوند همون اندازه برای تو وجود داره . هرچه بیشتر به او ایمان بیاری وجود و حضور او برای تو بیشتر میشه.

گرچه هستی خداوند ربطی به ایمان ما نداره اما احساس این هستی کاملا به میزان ایمان ما مربوطه .

شک گذرگاه خوب و ایستگاه بدی است.

علی میگه شک فقط یه توهمه . خداوند هیت و بودنش هم ربطی به تردیدهای ما و دانایی ما نداره. گفت اون طرف این شک چیزی نیست تا توی اون سقوط کنی . علی گفت شک توهم حفره است.

فکر میکنم به اندازه ی آدمها فلسفه زندگی وجود داشته باشه.

بعضی وقت ها خداوند رو به هیچ شکلی نمیشه از توی زندگی محو کرد . یعنی شاید بشه برای مدتی اون رو فراموش کرد اما نمیشه برای همیشه کنارش گذاشت.


پ.ن : سعی می کنم در اولین فرصت ممکن یک قسمت منتخب از متن کتاب را آپلود کنم.

برچسب: کتاب روی ماه خدا را ببوس,كتاب روي ماه خدا را ببوس,کتاب روی ماه خداوند را ببوس,دانلود,كتاب روي ماه خداوند را ببوس,دانلود کتاب روی ماه خدا را ببوس pdf,نقد کتاب روی ماه خدا را ببوس,دانلود كتاب روي ماه خدا را ببوس,خلاصه کتاب روی ماه خدا را ببوس,دانلود کتاب روی ماه خدا را ببوس مصطفی مستور,دانلود کتاب روی ماه خدا را ببوس برای موبایل, نویسنده: مهراد حسینیان تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 5:38

صفحه بندی