بسم الله
سلام دوستان خوبم.
قصد نوشتن و حتی خواندن ساعت بیداری را تا پیش از اتمام این هفته نداشتم، و بیش از این نوشتن هم شاید از سوی من جایز نبود، اما خلاف ادب دیدم که در این روز، وب نوشتمان رنگی از عاشورا و عزاداری برای اماممان را نداشته باشد. پس در آخرین لحظات دهمین روز ماه محرم، قبل از هر حرف دیگری، شهادت امام حسین علیه السلام را تسلیت عرض می کنم.
بعدنوشت 1: مدت زیادی از عمر 25 ساله ام قادر نبودم در عزای امام حسین (ع) اشک بریزم مگر با فکر کردن به شخصیت خودم و آن هم با سختی بسیار. همین مسئله در کنار ناآگاهی زیادم باعث شده بود تا زیاد رغبتی به شرکت در مراسم عزاداری آن امام بزرگوار(ع) نداشته باشم. به لطف خدا در همان سال های آخر دبیرستان با چند کتاب خوب آشنا شدم که مرا با واقعه عاشورا و سایر مسائل مرتبط با آن آشنا کرد و تا حد زیادی مرا با این مراسم ها آشتی داد. این کتاب ها، مقتل لهوف، فتح خون شهید آوینی، و درسی که حسین (ع) به انسانها آموخت از شهید عبدالکریم هاشمی نژاد بودند. اخیراً تصمیم گرفته ام باری دیگر کتاب آخری را بخوانم. به همین دلیل به شما نیز آن را معرفی می کنم.
در این کتاب شهید عبدالکریم هاشمی نژاد، نهضت مقدس امام حسین(علیه السلام) و جوانب مختلف آن بررسی شده و نویسنده بیش از آن که به قیام امام حسین(ع) بپردازد به بررسی حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) و دلایل قیام عاشورا می پردازد. از جمله سرفصل های این کتاب می توان به عناوین عواملی که ضرورت نهضت حسین را ایجاب می نمود، تحقیقی درباره ی سیاست نهضت حسین از هنگام حرکت از مدینه تا زمان شهادت، نقش اسیران پیروز در بهره برداری از نهضت و به ثمر رساندن آن اشاره کرد.(1) برای بارگیری به اینجا مراجعه کنید.

بعدنوشت 2: در این ده روز، در خانه و کوچه و خیابان و مراسم های مذهبی، نواها و نوحه های زیادی در مدح کشته شدگان کربلا و روایت آن حادثه به گوشم خورده. اما ناخودآگاه این یک بیت دقیقاً از گوشم رد شده، وارد مغز شده و بارها بر زبانم جاری شده:
یا حسین غریب مادر، تویی ارباب دل من یه گوشه چشم تو بسه، واسه حل مشکل من
بعد همان طور که زیر لب زمزمه کرده ام، از ذهنم گذشته که: آقا! خواهش می کنم ارباب دل من شوید. خواهش می کنم خودتان قلبم را به دست بگیرید و برای هرچه خودتان صلاح می دانید بگذارید بلرزد و برای هرچیزی لازم نیست آرام بماند. آقا برای این که مشکلِ گم گشتگیِ من حل بشود هزار کتاب و میلیون مجلس وعظ اثر نخواهد کرد، اگر لطف و عنایت شما نباشد. گوشه چشمی و به من و مانندهایِ من بیندازید آقا! شاید بتوانیم بین این همه شلوغی ها و راه های انحرافی مسیر درست را پیدا کنیم.
برچسب: یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من,
نویسنده: مهراد حسینیان